پيام
+
يه سوال خعلي فني:89تا کاربرحاضر ساعت 12:37نيمه شب چيکار ميکنن تو پيامرسان؟؟؟کار مهم تري ندارن آيا؟!!!!!!؟
نسيم♥
91/3/23
*بنت فاطمه*اظهر
نه ندارن...سوال بعدي؟
گمنام آشنا
واقعا..
نجفي از قيدار
سلام.چرا خواب...اونم كه بي خوابي زده سرمون مثل خود شما
*بنت فاطمه*اظهر
بله؟حماسه ي مجنون با من بودين؟
نسيم♥
پس چرا ملت طي روز اين همه ناله ميکنن که وقت نداريم،وقت کم داريم و...از اينجور چيزا؟!؟
*ياس*
همين سوال از صاحب فيد
نسيم♥
من بيخوابي نزده ب سرم جناب قيدار ،بيکاري چند روزه اومده سراغم که اميدوارم خدا واسه هيچ مسلموني نياره....
گمنام آشنا
خب اون ملتي که ميفرماييد نميان اينجا ديگه..مللت اينجا وقت زياد دارند
نسيم♥
بله محدثه خانم با من بودين؟؟؟(آيکون کوچه علي چپ و اين حرفا)
گمنام آشنا
خواهشا از علي چپ استفاده نکنيد
نسيم♥
خو علي راست خوبه؟؟؟دييييي :))
گمنام آشنا
:))
*صبا*
خب يه سري بيكارن/يه سري معتادن/ يه سري دارن كارهاي اينترنتي شونو مي كنن و به پيام رسان هم سر مي زنن/يه سري دارن كارهاي كامپيوتري مي كنند و صفحه پيام رسانشون بازه/ يه سري هم به كارهاي شخصي مي رسن و هر از چندگاهي هم صفحه رو تماشا مي كنن و ... بازهم بگم ؟
گمنام آشنا
لايک براي صبا خانوم
*ياس*
بازم بگو :دي
*صبا*
واي اظهر تو اينجايي دخترم؟/ پس چرا نمي بينمت:دي (آيكون مادر بزرگ)
نسيم♥
ديگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*بنت فاطمه*اظهر
يه سري مثل منو صبا تخريب چي فيد ها هستن...
نسيم♥
(آيکون فيلم هندي :رسيدن مادر بزرگ به نوه ي عزيزش)
گمنام آشنا
خوبه اعتراف هم ميکنيد...کي باشه توي يکي از اين تخريبها به يه مين برخورد کنيد.....امين
*ياس*
منم يه مدت تخريب ميکردم...يکي ازم ناراحت شد ترک کردم
نسيم♥
نه بابا شهادت لياقت ميخاد گمنام آشنا... :)
*صبا*
ما هيچ وقت زمين نمي خوريم جناب گمنام :)
*صبا*
ما عروج مي كنيم :دي
*صبا*
آه نوه ي عزيزم سالها بود كه دنبالت مي گشتم. كجا بودي تا حالا :)
*بنت فاطمه*اظهر
ما اگر هم بخواهيم بميريم ايستاده ميميريم...
نسيم♥
چه نوه بي احساسييييييييييييي
*بنت فاطمه*اظهر
کم کم عادت ميکنن خانم ياس...
گمنام آشنا
ميگم هندونه بدم خدمتتون؟؟!!!!
*صبا*
چرا بي احساس؟/ كي عادت مي كنه اظهر ؟/ جناب گمنام شما زحمت نكشيد :دي
نسيم♥
الان دقيقا باکي بونين؟؟؟؟به کي هندونه تعارف کردين؟؟؟؟؟؟؟
*بنت فاطمه*اظهر
دوستاني که فيدهاشون مورد تخريب قرار ميگيره...
نسيم♥
خو مادر بزرگه(شما) انقد ابراز احساسات ميکنيد،دريغ از يه کلمه از اظهر....
گمنام آشنا
با مادر بزرگ و نوه تخريب چيش بودم
*صبا*
همينه نسيم جان همه كه به خوبي مادربزرگ ها نمي شن (آيكون تخريب نوادگان)
نسيم♥
الان آخر شبه حناب گمنام....خوب نيس بچه ها(نوه ها)شب هندونه بخورن...دييييييييي
*بنت فاطمه*اظهر
حالا من يه چيز ميگم بخندين...من نميدونستم نوه ي صبا هستم...
نسيم♥
آخييييييييي چه دل پري داري مادرجون.....(آيکون همدردي)
*بنت فاطمه*اظهر
مادربزرگه عزيزم کجا بودي؟دنبالت ميگشتم(آيکون حاج اظهر زنبور عسل)
نسيم♥
هههههههههههههههههههههههههههههههههه
گمنام آشنا
ههههههههههههههه.....پس هندونه ممنوعععع
*صبا*
اظهر فيلم هنديه ديگه / بعد بيست سال تازه همه مي فهمند كي با كي فاميل بوده:دي
*بنت فاطمه*اظهر
هندونه به درد ما نمي خوره ما مهمات مي خواهيم...
نسيم♥
آره ديگه...نشون بچه ندين لج ميکنه.....:))))))))))
نسيم♥
خواهش ميکنم مادر بزرگ! ماييم ديگه.. :))
*بنت فاطمه*اظهر
نسيم جان شما شيرخشکتو خوردي اومدي اينجا؟اول اون پستونکتو از دهان مبارک بيرون بيار بعد حرفاي بزرگونه اي بزن...دي:))
*بنت فاطمه*اظهر
صبا؟مامان بزرگ؟مادر جوني؟عزيز؟ننه؟با نسيم ريختين رو هم؟
نسيم♥
فعلا که ميبينيد مادر بزرتون و بقيه با من موافقن...ديييييي/نگفتم نشونش ندين بچه دلش ميخواد....خو الان داره لجشو سرمن درمياره.... مااامااااااااان بزرگ :((
*بنت فاطمه*اظهر
از وقته خوابتم که گذشته...داري هذيون ميگي...يکي به مامانش خبر بده...
نسيم♥
:( نخيلم...از وقت خواب خوداتون(اصفهانيه خودتون)گذشته.....اصلا مابزرگترا داشتيم حرف ميزديمااااااا...دييييييي(آيکون فخر فروشي)
*بنت فاطمه*اظهر
نسيم جان بيا بهت به به بدم...(آيکون بچه گول زدن)من برم اينو بخوابونم بيام...حالش خيلي بده...
نسيم♥
خودت خوابت مياد چرا سر منو گول ميمالي....ديييييي/خوب بروبخواب !من حالم خوبه خوبه...شب خوش
*بنت فاطمه*اظهر
هيسسس...دوستان نسيم داره مي خوابه...لالا لالايي نسيم بخوابه...
نسيم♥
أأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأچرا اينجوري لالايي ميخوني سرم درد گرفت!(آيکون جيغ بچه)شمابخواب من لالايي نميخام/درضمن اينجافعلا همه جز شما ساکتن:)))
نسيم♥
حتي مادربزرگتونم خوابيدااا..شمام بريدزودي بخوابيد
*صبا*
دوباره من دو دقيقه نبودم اين پيام رسان به هم ريخت/ يه لحظه كامپيوترم هنگ كرد، شما ها بايد اينطوري كنيد؟ با هم مهربون باشيد دوستان
*صبا*
اظهر هر اتفاقي هم كه بيفته تو نوه ي مني هميشه پشت و پناهتم :دي
نسيم♥
(آيکون بغض کردن بچه اي که دلش شيکست):((
*صبا*
چرا تهمت مي زني نسيم ؟ هركي يه دقيقه نباشه يعني خوابيدده ؟
*صبا*
نشكنه ديگه/ من طرف هردوتونم گرفتم :) (آيكون مادر بزرگ مهربون)
*بنت فاطمه*اظهر
حقا که مامان بزرگه خودمي...
نسيم♥
(بازم آيکون بغض)اصلا مگه خواب چيز بديه که اگه به کسي بگي بشه تهمت زدنن!؟؟!(چلا ميزني ماد بزرگ:( )
نسيم♥
نخيرم اظهر ،طرف منم گرفت..مادر بزرگ منم هس(آيکون زبون درازي)ديييييييييي
*صبا*
نزدم، آخه گفتي مادر بزرگ نسيم خوابيد منم نالاحن شدم ديگه :دي
*صبا*
ئه ئه اين كارها رو نكنيد بچه ها، گفتم كه با هم دوست باشد :)
نسيم♥
باش..ولي فقط به احترام شما...(آيکون خودشيريني)
*بنت فاطمه*اظهر
صبا جان ولش کن بزار بچه خودشو خالي کنه...عقده اي ميشه...راحت باش نسيم جان...
*بنت فاطمه*اظهر
اصلا مامان بزرگ صبا ماله تو...مي خواهي يه بابابزرگ هم برات پيدا کنم؟دي:))
گمنام آشنا
بچه رفته مادر بزرگشو همراه کرده....لوسسسسسس
*صبا*
آفرين نسيم/اظهر چقدر راحت مادر بزرگي رو كه بعد سالها پيدا كردي مي دي به يكي ديگه
*صبا*
چي ؟ منظور؟
نسيم♥
:( همين کارارو ميکنيد آدم پس فردا معتاد ميشه،جامعه رو به فساد ميکشه ديگه....خودت بچه اي اظهر خانم...
*بنت فاطمه*اظهر
الکي ميدم...تو جدي نگير...
نسيم♥
ميبيني ....اين رسم روزگاره صبا خانم(آيکون افسوس)
*بنت فاطمه*اظهر
هيچي منظوري نداشتم...آيکون سوت بلبلي...آيکونه کيهههه؟!!!!
*صبا*
نسيم تو كه گفته بودي بخاطر من ديگه دعوا نمي كني :(
نسيم♥
باش ببشخيد...(آيکون بوس فرستادن بچه ها با دستشون)
*صبا*
خواهش مي كنم
*صبا*
اظهر جان منظور جناب گمنام رو پرسيدم . وگرنه منظور نوه ام رو كه از تو چشم هاش مي خونم :دي
*بنت فاطمه*اظهر
باشه نسيم جان منم به خاطر تو بچه ميشم...خوبه؟
گمنام آشنا
کسي با من کاري داشت
*صبا*
آفرين نوه ي خوبم/ دوستي همينه ديگه
نسيم♥
نه جناب گمنام شما به کاراتون ادامه بدين.../اظهر خانم اگه فک کردين من کم ميارم،بايد بگم که دچار وهم شدي....ديييييي
*بنت فاطمه*اظهر
مامان بزرگ لج کرده...شب که بخوابه فردا يادش ميره...دي:)))
نسيم♥
إإإإإإإإإ نيگاش کن مامان بزرگ،باز توهين کرد بم..... :(
*صبا*
اي بابا اگه تونستم شما دوتا بچه رو آشتي بدم!!!
*بنت فاطمه*اظهر
حقته تا تو باشي وقتي مي خوام باهات دوست بشم لج نکني...بزرگ شو ديگه نسيم جان...آخه تا کي؟منو مامان بزرگت از دستت پير شديم...
*صبا*
اظهر بيا بريم يه فيد ديگه، شما دوتا نمي تونيد با هم يه جا باشيد. پاشو بريم، پاشو
*صبا*
اظهر من مامان بزرگ كي ام؟
نسيم♥
:((
نسيم♥
ممممممممممن
*صبا*
نسيم بخاطر خودتون مي گم نالاحن نشو
نسيم♥
نالاحن نشدم مامان جوني.../پيام بازرگاني قبل از رفتنتون:(من گشنمه به نظرتون چي بخورم الان)
*صبا*
هرچي دم تو يخچال هست :دي
*بنت فاطمه*اظهر
باشه ببريم صبا جان...بزار آخرين ترکشمم بزنم:پستونک يا شير خشک...بعد 6 ماه انشالله چيزاي ديگه بهت ميديم...دي:))
نسيم♥
قوطي شيرخشکم خالي شده بدوبرو واسم بخر...دييييييييي(آيکون ضايع کردن)
*بنت فاطمه*اظهر
الان همه جا بسته است...پستونک ميک بزن تا صبح...
*صبا*
اظهر اصلا تو هم بمون. من مي رم :(
نسيم♥
آدم بزرگ !هنو نميدوني پستونک بيشتر معده رو خالي ميکنه و ضعف مياره!!/خجالت بکش مامان بزرگو ناراحت کردي....نچ نچ نچ
نسيم♥
وااااي همه يهو خابيدن...شدن28کاربر آنلاين!من رفتم...شب بخير مامان بزرگ عزيزم
نسيم♥
26......
*بنت فاطمه*اظهر
شب بخير نسيم جان...رفتم برات شير خشک خريدم بخور بخواب...
نسيم♥
پ کو؟!؟!؟!؟(آيکون دماغ پينوکيو از صفحه لب تاپم زد بيرون)
*بنت فاطمه*اظهر
شيطون خوردي سير نشدي بازم مي خواي؟برو بخواب بچه...
نسيم♥
چرا ميخواي سيري رو بم تلقين کني!؟!اصا نخواستم.....:(
ميراب عطش
سلام .. خانم اظهر که از صب کله سحر تو پيامرسانه تا فک کنم بازم صب کله سحر .. دي اظهر خانم يه سر به اين آدرسي که ميدم بزنين .. فيس بوک بچه هاي پيامرسانه http://nameface.ir
نسيم♥
من چشام به صفحه لب تاپ حساسه ،سرم خييلي داره درد ميگيره ديگه...شب همتون بخير!التماس دعاتو نماز شباتون(آيکون يه دستي زدن)